الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

696

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

حسن گفته است : كلّ غَرِيم مفارق غريمه الّا النّار . - گفته شده معنايش اين است كه ، آتش شيفتهء هلاك اوست ( يعنى هر وام دهنده‌اى و وام گيرنده‌اى روزى از بدهكار يا طلبكارش با تسويه حساب دور مىشود مگر آتش عذاب ) . غرو : غَرِيَ بكذا : پيوسته و شيفته آن شد و اصلش از - غِرَاء : مواد چسبنده ، مثل سريشم است . أَغْرَيْتُ فلانا بكذا - مثل عبارت - الهجت به - است يعنى مشتاقش كردم ، در آيات : ( فَأَغْرَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ - 14 / مائده ) ( لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ - 60 / احزاب ) « 1 » . غزل : در آيه : ( وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها - 92 / نحل ) « 2 » . غَزَلَتْ غَزْلَهَا : آن را رشته كرد . غَزَال : نوزاد آهو . غَزَالَة : قرص خورشيد . غَزْل و مُغَازَلَة : با شفقت و شگفتى نگريستن به همسر ، گويى كه مادر آهو به نوزادش مىنگرد . غَزِلَ الكلب غَزْلًا : اين است كه سگى به آهوى برسد و او را بگيرد امّا بعد از رسيدن از او غافل شود و آهو بگريزد . غزو : الغَزْوُ : بيرون رفتن براى جنگ با دشمن غَزَا ، يَغْزُوا ، غَزْواً : براى جنگ بيرون

--> ( 1 ) هر گاه دو چهرگان و منافقين به عداوتشان پايان ندهند ترا فرمان دهيم تا با آنان كارى انجام دهى كه ناچار از ترك « مدينه » شوند . ( 2 ) از كسانى كه رشته‌ها و بافته‌هاى خويش پاره پاره مىكنند و آنها را پنبه مىكنند نباشيد كه كنايه از پيمان شكنى و به هدر دادن كارهاى گذشته است .